X
تبلیغات
سلام دوستان - اعداد مقدس

سلام دوستان

برای دوستان

اعداد مقدس

 از تورس شرح داده است. اینها برای شمردن تنها از دو واژه استفاده می کردند: یک و دو. برای عدد سه می گفتند «دو و یک » برای چهار «دو و دو»، برای پنج «دو و دو یک » و برای شش «دو و دو و دو» ولی برای عددهای بزرگ تر از ۶، هر قدر بود، می گفتند «خیلی ». گرچه این آگاهی مربوط به پایان سده ی نوزدهم است ولی می تواند گواهی بر شیوه ی شمردن در آغاز شکل گیری مفهوم عدد در میان انسان های نخستین باشد. بعد ها که برای عددهای بزرگتر هم نامی در نظر گرفتند به احتمالی برای عدد «هفت» از همان واژه ی قبلی «خیلی» یا «بسیار» استفاده کردند. عدد هفت که سده های متوالی برای آنها نا شناخته بود، اندک اندک به صورت عددی مقدس در آمد. وقتی که مصری ها، بابلی ها و دیگر امت ها توانستند پنج سیاره ی نزدیک تر به خورشید را بشناسند، با اضافه کردن ماه و خورشید، به عدد هفت رسیدند و این بر تقدس عدد ۷ افزود وقتی در قصه های کهن تر، که تا زمان ما هم ادامه پیدا کرده است، صحبت از شهری می شود که هفت برج و هفت بارو داشت، به معنای آن است که این شهر برج و باروهای بسیار داشت. هفت آسمان و هفت دریا و هفت کشور، به معنای آسمان ها و کشور ها و دریاهای بزرگ است نه هفت آسمان و هفت دریا (نه کم و نه زیاد ). هنوز در زبان فارسی اندرز می دهند « هفت بار گز کن یک بار پارچه کن ». این جمله به معنای آن نیست که برای دقت کار و کم کردن اشتباه در اندازه گیری یا هر کار دیگری باید درست ۷ بار آزمایش کرد، نه شش یا هشت بار. در اینجا هم هفت به معنی «بسیار» است. عدد۱۳ هم چنین سرنوشتی دارد….

ب) هفت و…

نزد بسیاری از اقوام عهد باستان «هفت» عدد ویژه ای بود. در فلسفه و نجوم مصریان و بابلی ها، عدد هفت به عنوان مجموع هر دو زندگی، سه و چهار، جایگاه ویژه ای داشت.(پدر و مادر و فرزند؛ یعنی سه انسان، پایه و اساس زندگی هستند و عدد چهار مجموع چهار جهت آسمان و باد است.)
ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود.
برای فیلسوف و ریاضیدان یونانی«فیثاغورث» نیز عدد هفت، مفهموم ویژه ی خود را داشت که از مجموع دو عدد سه و چهار تشکیل می شود: مثلث و مربع نزد ریاضیدانان عهد باستان اشکال هندسی کامل محسوب می شدند، از این رو عدد هفت به عنوان مجموع سه و چهار برای آن ها عدد مقدسی بود. علاوه بر این در یونان هر هفت سیاره را خدایی میدانستند : سلن، هیلیوس،آرس،هرمس، زئوس، آفرودیت و کرونوس.
یهودیان قدیم نیز برای عدد هفت معنای ویژه ای قایل بودند. در کتاب اول عهد عتیق (تورات) آمده است که خداوند جهان را در شش روز خلق کرد، در روز هفتم خالق به استراحت پرداخت. موسی در ده فرمان خود از پیروانش می خواهد که این روز آرامش را مقدس بدارند(روز شنبه و روز تعطیل یهودیان). علاوه بر این در آن کتاب مقدس هفت با عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است. از آن زمان عدد هفت نزد یهودیان و بعد ها نیز نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند، به عنوان عددی مقدس محسوب می شد.
به این ترتیب بود که از دوران باستان هفتگانه های بیشماری تشکیل شدند: یونانیان باستان همه ساله هفت تن از بهترین هنرپیشگان نقش های سنگین و غمناک و نقش های طنز و کمدی را انتخاب میکردند. آن ها مانند رومی های باستان به هفت هنر احترام میگذاشتند. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود. در تعلیمات کلیسای کاتولیک هفت گناه کبیره(غرور، آزمندی، بی عفتی، حسد، افراط، خشم و کاهلی) و هفت پیمان مقدس(غسل تعمید، تسلیم و تصدیق، تقدیس و بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، در آمدن به لباس روحانیون مسیحی) وجود دارد. برای پیروان محمد(ص) آخرین مکان عروج، آسمان هفتم محسوب می شود. در بیست و هفتم ژوئن هر سال، روز «هفت انسان خوابیده » مسیحیان یاد آن هفت برادری را که در سال ۲۵۱ بعد از میلاد، برای عقیده و ایمان خود، زنده زنده لای دیوار نهاده شده و شهید شدند، گرامی می دارند؛ مردم عامه می گویند که اگر در این روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از آن هوا بد خواهد بود، آن گاه انسان باید هفت وسیله ی مورد نیازش را بسته بندی کند و با چکمه های هفت فرسخی خود به آن دورها سفر کند. صور فلکی خوشه ی پروین یا ثریا به عنوان «هفت ستاره» معروف است، در حالی که حتی با چشم های غیر مسلح میتوان در این صورت فلکی تا یازده ستاره را دید.
عرفای بزرگ عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان داده اند و فاصله ی بین هستی و تباهی را پنچ مرحله دانسته اند.
در افسانه ها نیز با هفت سحر آمیز برخورد می کنیم: سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت کوتوله پشت هفت کوه زندگی می گرد و افسانه ی اژدهای هفت سر…
علاوه بر این می توان به هقت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت رکن نماز،هفت تحلیل و هفت طواف (در اعمال حج)، هفت قبله(مکه، مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سامرا،مشهد) و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.

منابع:

۱) هفت در قلمرو تمدن و فرهنگ بشری/زهره والی-تهران:اساطیر، ۱۳۷۹٫
۲) هفت در قلمرو فرهنگ جهان/موید شریف محلاتی، سال ۱۳۳۷٫
۳) سرگذشت ریاضیات/ پرویز شهریاری_تهران: نشر مهاجر، ۱۳۷۹٫
۴) دهکده ی ریاضی(گاهنامه)/شماره ی اول_مهرماه ۸۱٫

http://www.riazilog.com/13860523/magic-seven.htm

نوشته شده توسط رضا احمدی در جمعه شانزدهم مهر 1389 ساعت 14:2 | لینک ثابت

فلسفه عدد 7

به طور مقدمه باید دانست که عدد « هفت » نزد ایرانیان قدیم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه یعنی « زهره ، مشتری ، عطارد ، زحل ، مریخ ، زمین و خورشید » عدد هفت را گرامی می داشتند. زرتشتیان اعتقاد داشتند که عقل مقدس یعنی « اهورامزدا » که به او « سپند مینو » نیز می گفتند ، شش وزیر بزرگ به نام `امشاسپندان` دارد که یعنی مقدسان جاویدان و این شش امشاسپند با « سپند مینو » تشکیل (هفت سپند) می دهند.

 

علت این که هفت سین به راستی هفت سین است ، اشاره به هفت « امشاسپند » است و چون کلمه « سپند » با سین شروع می شده ، روی این اصل به علامت آن هفت مقدس جاودانی ، چیزهائی در نظر گرفته شده که

عدد هفت در قدیم :

مردم بابل عدد هفت را مقدس می شمردند ، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است ، ایام هفته هفت روز است.

هفت از نظر مذاهب :

به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد . عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند ، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند.

هفت در آئین مسیح :

هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است ، در انجیل از هفت روح پلید صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتولیک ، هفت نوع شادی و هفت غسل تعمید وجود دارد.

هفت در اسلام :

آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را دید که گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلی هفت عدد است . پیش از اسلام در بین اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است . هفت نفر قاری قرآن معروف

هفت در تصوف :

هفت وادی سلوک در تصوف معروف است:
طلب
عشق
معرفت
استغنا
توحید
حیرت
فنا
مولوی می گوید:
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

هفت در تاریخ :

همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش ، هفت نقش ملاحظه می شود.جنگهای هفت ساله در زمان لوئی 11 واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است.

معابد هفت طبقه:

در بابل و آشور هر معبدی هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سیمین، سفید، سیاه، ارغوانی، آبی و سبز). حصار اکباتان هفت دیوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد. هم با حرف سین شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند. بودند ، هفت بار شستن اشیاء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نیز مذکور است .

نویسنده مدیریت سایت   

شماره هفت از ديرباز مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده است؛ قوم "سومر" قديمى ترين قومى بوده که به آن توجه کرده است. آنان متوجه سيارات هفتگانه ـ آنچه امروز نيز از کرات منظومه شمسى با چشم غيرمسلح ديده مى شود ـ شدند و به پرستش آن ها پرداختند.

از جمله مواردى که عدد هفت در آن ها به کار رفته عبارتند از:

1. ايام هفته

2. تقسيم جهان به هفت اقليم

3. هفت طبقه زمين

4. هفت طبقه آسمان

5. هفت فرشته مقدس در نظر بنى اسرائيل.

همه اين ها و موارد بسيارى ديگر که بعضى در افسانه هاى ديرين و ساير شؤون تمدنى بشر ديده شده، نمايانگر اهميت فوق العاده اين عدد در نظر اقوام مختلف است. (1)

 

عدد هفت در امور دينى:

معادل هفت در عربى واژه هاى "سبع و سبعه " مى باشد.

کثرت کاربرد اين شماره در امور مذهبى نمايانگر اهميت ويژه آن در اين راستا است.

از جمله کاربردهاى دينى عدد هفت عبارتند از:
عدد هفت عددی است که شاید مثل همه ی عدد های دیگر در نظر ما عادی جلوه کند اما نگرش ما وقتی متبلور می شود که خواص عدد هفت را بدانیم و ببینیم چه «هفت» هایی در زندگی ما وجود دارند و ما در گیر و دار زندگی ماشینی و با بی تفاوتی از کنار آن ها رد می شویم مثلا شاید جالب باشد که بدانیم، رنگین کمان دارای هفت رنگ است …

عجایب جهان، هفت تا هستند.(که به عجایب هفت گانه معروفند ) یا در یونان باستان، اسطوره ای با نام هفت خدای، در ذهن مردم نقش بسته است، ویا شهر عشق، که دراشعار عطار آمده است، هفت شهر می باشد، سوره ی مبارکه حمد، که اوّلین سوره ی قرآن کریم است، هفت آیه دارد. آسمان دارای هفت طبقه است. بهشت وجهنم هر کدام دارای هفت طبقه و درجه هستند و طواف خانه خدا هفت دور است، موسیقی ایران و یونان هفت دستگاه داد، هفت نوع ساز بادی وجود دارد و علاوه بر این هفت نت موسیقی وجود دارد(دو، ر، می، فا، سل، لا، سی) و…

تاریخچه:
در سال ۱۸۸۹ میلادی کتابی ار یک جهان گرد منتشر شد که، از جمله روش شمردن را در میان قبیله ای از تورس شرح داده است. اینها برای شمردن تنها از دو واژه استفاده می کردند: یک و دو. برای عدد سه می گفتند «دو و یک » برای چهار «دو و دو»، برای پنج «دو و دو یک » و برای شش «دو و دو و دو» ولی برای عددهای بزرگ تر از ۶، هر قدر بود، می گفتند «خیلی ». گرچه این آگاهی مربوط به پایان سده ی نوزدهم است ولی می تواند گواهی بر شیوه ی شمردن در آغاز شکل گیری مفهوم عدد در میان انسان های نخستین باشد.
بعد ها که برای عددهای بزرگتر هم نامی در نظر گرفتند به احتمالی برای عدد «هفت» از همان واژه ی قبلی «خیلی» یا «بسیار» استفاده کردند. عدد هفت که سده های متوالی برای آنها نا شناخته بود، اندک اندک به صورت عددی مقدس در آمد. وقتی که مصری ها، بابلی ها و دیگر امت ها توانستند پنج سیاره ی نزدیک تر به خورشید را بشناسند، با اضافه کردن ماه و خورشید، به عدد هفت رسیدند و این بر تقدس عدد ۷ افزود وقتی در قصه های کهن تر، که تا زمان ما هم ادامه پیدا کرده است، صحبت از شهری می شود که هفت برج و هفت بارو داشت، به معنای آن است که این شهر برج و باروهای بسیار داشت. هفت آسمان و هفت دریا و هفت کشور، به معنای آسمان ها و کشور ها و دریاهای بزرگ است نه هفت آسمان و هفت دریا (نه کم و نه زیاد ).
هنوز در زبان فارسی اندرز می دهند « هفت بار گز کن یک بار پارچه کن ». این جمله به معنای آن نیست که برای دقت کار و کم کردن اشتباه در اندازه گیری یا هر کار دیگری باید درست ۷ بار آزمایش کرد، نه شش یا هشت بار. در اینجا هم هفت به معنی «بسیار» است. عدد۱۳ هم چنین سرنوشتی دارد…

تعدادی از مشهورترین ۷ های جهان عبارتند از:
هفت طبقه بهشت:
بر اساس آیات قرآن و مفسران احادیث، بالاترین درجه سعادت معنوی، ورود به طبقه هفتم بهشت است. مسلمانان به وجود هفت طبقه یا مرحله آمرزش و بهشتی شدن اعتقاد دارند. این طبقات هفتگانه همانهایی هستند که طی شده است.

هفت گناه کبیره:
هفت گناه کبیره گناهانی هستند که در زمان تاریخ بسیار قدیم رهبانیت مسیحی مشخص شده و در قرن ششم میلادی توسط پاپ گرگوری اول یا گرگوری کبیر در یک دسته قرار گرفته اند. این گناهان عبارتند از: تکبر، طمعکاری، شهوت در معنای تمایل بیش از حد یا نامشروع جنسی، حسادت، شکم پرستی که معمولا مستی نیز در آن منظور میشود و تنبلی. همف گناه کبیره از موضوعات مورد علاقه در وعظ و خطابه ها، نمایشنامه های اخلاقی و هنر اروپای قرون وسطی بوده است.

هفت کلمه آخر:
هفت کلمه آخر، به آخرین جمله حضرت عیسی بر صلیب اشاره دارد. این کلمات از این قرارند:
خدای من، چرا مرا به خود واگذاشتی؟

هفت علم انسانی ( علوم سبعه ):
طبقه بندی آزاد موضوعاتی که از قرن پنجم میلادی به بعد، دربرگیرنده برنامه آموزشی غرب در قرون وسطا بود. به نظر میرسد که نام “علوم انسانی” برگرفته از رساله “سیاست” ارسطو باشد که در آن از “شاخه هایی از دانش که شایسته انسان آزاد است” ، یعنی دانش اولیه ای که برای یک شهروند با تحصیلات مناسب لازم است، سخن گفته است. این علوم عبارتند از علوم سه گانه: دستور زبان ( ادبیات ) ، علم بیان و دیالکتیک ( مباحثه و مکالمه ) و علوم چهارگانه که پیشرفته تر بوده و از این قرارند: حساب، هندسه، موسیقی و نجوم.

عجایب هفتگانه طبیعی:
کوه اورست در مرز نپال و چین، آبشار ویکتوریا در آفریقا، گرند کنیون
Grand Canyon
آمریکا، ساحل مرجان بزرگ استرالیا، سپیده دم شمالی قطب شمال، آتشفشان و پاریکوتین
Paricutin
در مکزیک و بندر ریو دوژانیرو برزیل.

هفت مرد فرزانه:
نامی که در سنت یونانی به هفت تن از سیاستمداران، قانونگذاران و فیلسوفان قرن ۷ و ۶ قبل از میلاد داده شد. این فرزانگان عبارتند از: “سولون” قانونگذار یونانی، “تالس” فیلسوف اهل میلتوس، “پیتاکوس” فرمانده نظامی اهل میتیلن، “کلئوبولوس” فیلسوف اهل رودس، “شیلون اسپارتی” از ناظران شاه، “بیاس” فرزانه ترین هفت فرزانه، اهل پری ین و”پریاندر” حاکم مستبد کورنتی.

هفت دریا:
شامل دریاهای قطب شمال و قطب جنوب، اقیانوس آرام شمالی و جنوبی، اقیانوس اطلس شمالی و جنوبی واقیانوس هند.

هفت حس:
بر اساس تعلیمات باستانی، روح انسان یا “بدن مقدس درون” او مرکب از هفت خاصیت است که هر یک تحت تاثیر یکی از سیارات هفتگانه اند. “آتش” موجب زندگی، “خام” به وجود آورنده توانایی احساس کردن، “آب” موجب قدرت بیان، “هوا” حس چشایی، “مه” موجد حس بینایی، “گلها” به وجود آورنده حس شنوایی و ” باد جنوب” به وجود آورنده حس بویایی.

هفتمین پسر از هفتمین پسر:
همانطور که گفتیم هفت جادویی ترین اعداد است و در معرفت قومی، هفتمین فرزند پسر از هفتمین پسر یک خانواده با نیروهای قدرتمند جادویی و شفادهندگی متولد میشود. او پیشگو است و از قدرت های عجیبی برخوردار است.

عجایب هفتگانه قرون وسطی:
آمفی تئاتر روم، کاتاکومبهای (سرداب) اسکندریه مصر، دیوار بزرگ چین، استون هنج در ویلتشایر انگلستان، برج کج پیزا، برج چینی (از جنس چینی) نانکینگ، مسجد ایاصوفیه در استانبول.

هفت و…
نزد بسیاری از اقوام عهد باستان «هفت» عدد ویژه ای بود. در فلسفه و نجوم مصریان و بابلی ها، عدد هفت به عنوان مجموع هر دو زندگی، سه و چهار، جایگاه ویژه ای داشت.(پدر و مادر و فرزند؛ یعنی سه انسان، پایه و اساس زندگی هستند و عدد چهار مجموع چهار جهت آسمان و باد است.)
ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود.

برای فیلسوف و ریاضیدان یونانی«فیثاغورث» نیز عدد هفت، مفهموم ویژه ی خود را داشت که از مجموع دو عدد سه و چهار تشکیل می شود: مثلث و مربع نزد ریاضیدانان عهد باستان اشکال هندسی کامل محسوب می شدند، از این رو عدد هفت به عنوان مجموع سه و چهار برای آن ها عدد مقدسی بود. علاوه بر این در یونان هر هفت سیاره را خدایی میدانستند : سلن، هیلیوس،آرس،هرمس، زئوس، آفرودیت و کرونوس.
یهودیان قدیم نیز برای عدد هفت معنای ویژه ای قایل بودند. در کتاب اول عهد عتیق (تورات) آمده است که خداوند جهان را در شش روز خلق کرد، در روز هفتم خالق به استراحت پرداخت. موسی در ده فرمان خود از پیروانش می خواهد که این روز آرامش را مقدس بدارند(روز شنبه و روز تعطیل یهودیان). علاوه بر این در آن کتاب مقدس هفت با عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است. از آن زمان عدد هفت نزد یهودیان و بعد ها نیز نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند، به عنوان عددی مقدس محسوب می شد.

به این ترتیب بود که از دوران باستان هفتگانه های بیشماری تشکیل شدند: یونانیان باستان همه ساله هفت تن از بهترین هنرپیشگان نقش های سنگین و غمناک و نقش های طنز و کمدی را انتخاب میکردند. آن ها مانند رومی های باستان به هفت هنر احترام میگذاشتند. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود. در تعلیمات کلیسای کاتولیک هفت گناه کبیره(غرور، آزمندی، بی عفتی، حسد، افراط، خشم و کاهلی) و هفت پیمان مقدس(غسل تعمید، تسلیم و تصدیق، تقدیس و بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، در آمدن به لباس روحانیون مسیحی) وجود دارد.

برای پیروان محمد(ص) آخرین مکان عروج، آسمان هفتم محسوب می شود. در بیست و هفتم ژوئن هر سال، روز «هفت انسان خوابیده » مسیحیان یاد آن هفت برادری را که در سال ۲۵۱ بعد از میلاد، برای عقیده و ایمان خود، زنده زنده لای دیوار نهاده شده و شهید شدند، گرامی می دارند؛ مردم عامه می گویند که اگر در این روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از آن هوا بد خواهد بود، آن گاه انسان باید هفت وسیله ی مورد نیازش را بسته بندی کند و با چکمه های هفت فرسخی خود به آن دورها سفر کند.

صور فلکی خوشه ی پروین یا ثریا به عنوان «هفت ستاره» معروف است، در حالی که حتی با چشم های غیر مسلح میتوان در این صورت فلکی تا یازده ستاره را دید. عرفای بزرگ عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان داده اند و فاصله ی بین هستی و تباهی را پنچ مرحله دانسته اند.

در افسانه ها نیز با هفت سحر آمیز برخورد می کنیم: هفت هری پاتر (قسمت هفتم)،سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت کوتوله پشت هفت کوه زندگی می گرد و افسانه ی اژدهای هفت سر…

علاوه بر این می توان به هفت پلکان مقبره کورش بزگ،هفت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت رکن نماز،هفت تحلیل و هفت طواف (در اعمال حج)، هفت قبله(مکه، مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سا مرا،مشهد) و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید


1. هفت فرشته مقدس در نظر بنى اسرائيل

2. هفت بار طواف بر گرد کعبه

3. هفت طبقه جهنم

4. هفت درب جهنم

5. هفت سلام در قرآن ـ که عبارتند از:

   1. "سلم قولا من ربّ رحيم "(يس، 58)

   2. "سلم على ابرهيم "(صافات، 109)

   3. "سلم على نوح فى العلمين "(صافات، 79)

   4. "سلم على موسى و هرون "(صافات، 120)

   5. "سلم على ءال ياسين "(صافات، 130)

   6. "سلم عليکم طبتم "(زمر، 73)

   7. "سلم هى حتى مطلع الفجر"(قدر، 5)

6. هفت بار تطهير در قوانين طهارت

7. هفت عضوى که در سجده بايد روى زمين باشد

8. هفت شبانه روز بلاى قوم عاد

9. هفت شهر عشق و هفت مردان در تصوف 10. قرّاءسبعه. (2)

 

الف ) سبع و سبعه در قرآن:

اين دو واژه 24 بار در قرآن به کار رفته اند؛ بيست بار با واژه "سبع " و چهار بار با واژه "سبعه " که عبارتند از: "سبع سموت " (بقره، 29 / فصلت، 12 / طلاق، 12 / ملک، 3 / نوح، 15) "السموت السبع " (اسراء، 44 / مؤمنون، 86) "ويقولون سبعة... (کهف، 22) "و سبعة إذا رجعتم " (بقره، 196) "سبع شداد" (يوسف، 48) "سبعاً شداداً" (نباء، 12) "سبع سنابل " (بقره، 260) "سبع بقرت سمان يأکلهن سبع عجاف و سبع سنبلت خضر" (يوسف، 43 و 46) "سبع سنين " (يوسف، 47) "سبع طرائق " (مؤمنون، 17) "سبع ليال " (حاقّه، 7) "سبعاً من المثانى " (حجر، 87) "سبعة ابواب " (حجر، 44) "سبعة أبحر" (لقمان، 27)

 

ب ) عدد هفت در روايات:

در روايات اسلامى نيز اين شماره مورد توجه قرار گرفته است. تنها در کتاب "خصال " شيخ صدوق(رحمه الله) 116 روايت در "باب السبعة " آمده است. (3)

 

*به برخى از اين روايات اشاره مى کنيم:

"هرکس اقرار به هفت چيز کند مؤمن است " ـ "بازخواست مردم ازهفت چيز در قيامت " ـ "وصيت به هفت چيز" ـ "محاجه اميرالمؤمنين(عليه السلام) با قوم خود در قيامت با هفت خصلت " ـ "واجبات نماز هفت چيز است " ـ وقت، طهارت، توجه، قبله، رکوع، سجود ـ "اگر بنده اى گناه کند، ملک موکل بر شانه راست هفت ساعت براى استغفار به او فرصت مى دهد" ـ "تقسيم بندى عمر فرزندان به سه هفت سال " (هفت سال نخست براى بازى، هفت سال دوم براى آموزش و هفت سال سوم براى فراگيرى حلال و حرام ) ـ "کودک در هفت سال نخست آقايى مى کند و در هفت سال دوم فرمانبردار و در هفت سال سوم مشاور خانواده است " ـ "قرآن بر هفت حرف نازل شده. "(4)

 

*حکمت کاربرد عدد هفت در شرع مقدس:

در قرآن و فرهنگ اسلامى به برخى از عددها، عنايت و توجه خاص شده است که از آن جمله مى توان به عددهاى "سه "، "هفت "، "هفتاد"، "چهل " و... اشاره کرد. کاربرد هر يک از اين ها حکمتى دارد که برخى را قرآن و روايات يادآور شده و برخى را نيز علوم جديد کشف کرده است. حکمت عدد هفت نيز تا حدودى بيان شده است. کتاب هاى لغت عربى آن را (همچون عدد هزار در فارسى ) نمادى از کثرت و فراوانى مى دانند؛(5) ولى در قرآن و روايات هم به معناى کثرت و هم براى شمارش چيزى به کار رفته است.

عددى که نماد کثرت است عددى کامل و زنده است؛ بر خلاف اعداد معمولى رياضى "عدد زنده " آن است که فکر ايشان را تا بى نهايت پيش برد و واقعيت را آن چنان که هست در نظرها تجسم بخشد؛ چنين عددى روح دارد و رياضى دان و بى سواد هر دو عظمت آن را درک مى کنند. عددى را (مثلا يک ) تصور کنيد که يک کيلومتر صفر جلوى آن قرار گرفته باشد؛ اين عدد عظمت دارد؛ اما تنها رياضى دان عظمت آن را مى شناسد؛ ولى اعداد کامل و زنده را همه مى شناسند و مى توانند به ابهت و گستردگى اش اذعان کنند. (6)

شايد انتخاب عدد هفت براى کثرت به خاطر بسيارى از امور هفتگانه ثابت در جهان هستى باشد، همچون يک دوره کامل هفت روزه زمان (يک هفته ) از اين رو، اين شماره صرفاً يک عدد رياضى محسوب نمى شود؛ بلکه عددى براى نشان دادن کمال يک چيز است؛ مانند عدد چهل که يکى از حکمت هاى آن اين است که رسيدن به چهل سالگى به طور معمول با کمال عقل همراه است. (7)

اکنون به دو نمونه از آيات قرآن که عدد هفت در آن ها به همين منظور به کار رفته است، توجه کنيد:

1ـ "و لو أنّما فى الأرض من شجرة أقلم والبحر يمدّه من بعده سبعة أبحر مانفدت کلمات الله إنّ الله عزيز حکيم؛ (لقمان، 27) و اگر آن چه درخت در زمين است قلم باشد و دريا را هفت درياى ديگر به يارى آيد، سخنان خدا پايان نپذيرد. قطعاً خدا است که شکست ناپذير حکيم است. "

در اين آيه، قرآن به جاى اين که بگويد: مخلوقات خداوند در پهنه هستى عددى بسيار بسيار بزرگ دارند مى گويد: اگر تمام درختان روى زمين، قلم و همه درياها مرکب شود، تمام قلم ها مى شکند، و ازبين مى رود، ولى حقايق عالم هستى و معلومات پروردگار هستى پايان نمى پذيرد. عظمت سخن آن گاه روشن تر مى شود که عدد هفت نمادى از کثرت باشد، در اين آيه براى مجسم ساختن عدد بى نهايت و نزديک ساختن معناى علم بى پايان خدا و گستردگى فوق العاده جهان هستى به افکار ما، از عدد زنده استفاده شده است. (8)

2ـ "و إنّ جهنم لموعدهم أجمعين * لها سبعة أبوب لکلّ باب منهم جزء مقسوم؛ (حجر، 43ـ44) و قطعاً وعده گاه همه آنان دوزخ است، ]دوزخى[ که براى آن هفت در است و از هر درى بخش معين از آنان ]وارد مى شوند[. " در اين آيات آمده که جهنم هفت در دارد؛ بعيد نيست که عدد هفت در اينجا نيز براى کثرت باشد؛ يعنى جهنم درهاى بسيار و فراوان دارد؛ و واضح است که اين تعداد درها در حقيقت به عوامل گوناگونى که انسان را به جهنم مى کشاند اشاره دارد. هر چند روايات نيز به اين "هفت در" اشاره کرده اند؛ ولى ظاهراً درهاى جهنم به هفت در محدود نمى شود. (9)

عنوان: آموزش علم اعداد و حروف و معنویت نوین(مقدماتی)

آموزش علم اعداد و حروف و معنویت نوین(مقدماتی) از دروس حوزه های علمیه اسلامی

در آموزشهای حوزه های دینی اسلامی در ایران و دیگر کشور های اسلامی،همواره به بخشهایی از آموزش های دانشجویان (طلاب ) علوم دینی بر میخوریم که از آنها به نام، علوم اسلامی در پی بردن به اسرار و رموز قران و این جهان هستی گفتگو می شود ، وبرای باوراندن نارسایی های بیشمار این ژا ژه پردازی ها و خرافه گویی هادر پیوند با دانش و خرد، هر جا که این یاوه گویی ها مورد شک مردم قرارگیرد و یا اثبات آن دشوار گردد می گویند این ، علم انبیاء و اولیای خداوند بوده و بر همه كس آشكار نمی باشد. گفته می شود که بیش از پنجاه سال است یهودیان در کاوشهای باستان شناسی در اورشلیم ، شهر مقدس دینهای سامی ، به دست نبشته های بسیار کهن از کتاب مقدس یهودیان ، تورات دست یافته اند که بسیار شگفت انگیز است و شماری از دانشمندان یهودی با بهره گیری از ابزار و روشهای نوین علمی در پی بدست اوردن راز و رمز این دست نبشته کهن می باشند .آنها می گویند که با بهره گیری از دانش شمارش و ابزار رایانه ای (کامپیوتری)، در پی آگاهی از رموز پیدایش این جهان هستی و آدمیانش می باشند. و با این شیوه از آینده آدمیان و کائنات نیز پیشاپیش آگاه خواهند شد . و بسیاری از یهودیان در شادی بدست آوردن این نیرو و چیرگی بر این جهان هستی روز شماری می کنند ، و مسلمانان از چیرگی یهودیان بر جها ن و در پی آن نابودی اسلام بیمناک می باشند.در راستای این ژاژه پردازی ها و خرافه گویی ها ، خانمی که در کشور فرانسه در کار چاپ و پخش ادبیات ا روتیک می باشد دست به ابتکار تازه ای زده که در یک برنامه تلویزیونی هم از آن گفتگو شده است ، ایشان با کمک یک استاد علم شمارش (ریاضیات) چند کتاب اروتیک را با بهره گیری از این روش (کشف الرمز) نموده و به دست آورد های بسیار سرگرم کننده و خنده آور رسیده است. اما شوربختانه این آ گاهی ها نیز در باور های مومنین خللی وارد نکرده است.

در بخشی از کتاب آموزش علم اعداد و حروف و معنویت نوین(مقدماتی) آمده است :

«آیا تا کنون شده از خود بپرسید که چرا خواندن سوره توحید به تعداد سه مرتبه معادل ختم كل قرآن می باشد و یا اینكه چرا قرآن به رمز است و چگونه استكه تمامی مسائل از آدم تا خاتم در آن بیان شده است و چرا قرآن شفاست،و عناوین مختلف دیگری كه وجود دارد و كمتر كسی سعی در یافتن حتی جزئی ترین این اسرار دارد تا جائیكه تنها به خواندن قرآن،‌ احادیث و غیره اكتفا نموده و حتی گاهی متوجه ساده ترین رموز اعداد و حروف نمی شویم. خداوند سبحان در قرآن می فرماید: بهترین شما كسی است كه قرآن را بخواند و در آن تفكر نماید.حتی شاید در این آیه هم كسی متوجه نباشد كه منظور از تفكر چیست ؟ علم جفر كه به عنوان علم اعداد و حروف نامیده شده است،‌ علم انبیاء و اولیای خداوند بوده و بر همه كس آشكار نمی باشد. از این علم می توان در كشف و شهود و یافتن رموز كلمات استفاده نمود، و در علم جفر كبیر با مطرح نمودن هر سئوال و استفاده از مراحل این علم میتوان به پاسخ سئوال رسید، البته بدست آوردن پاسخ در انتهای مراحل از عهدةهر شخصی خارج بوده و شخص باید به یك مرحلة معنوی و خلوص رسیده باشد و به اصطلاح دست او ((یدالله)) باشد و در ایران عزیزمان وجود دارنداشخاصی که به این مرحله از رشد و آگاهی رسیده اند و این مرحله قابل آموزش نبوده ویك تجربة شخصی معنوی می باشد. مراحلی كه درجفر كبیر ا ستفاده می گردد تا پاسخ هر سئوال دریافت شود عبارتند از:تبدیل حروف سئوال به عدد ا بجد- پیدا نمودن مدخل كبیر و مدخل صغیر كلمات- یافتن اساس و نظیرة هر حرف طبق جداول حروف ا بجد- بدست آوردن زبر و بینات حروف حاصله- تكسیر حروف- تخلیص- مستحصله- شناخت قوای اعداد و در نهایت رسیدن به لسان الغیب و پاسخ باطنی از ظاهر سئوال در مراحل ذكر شده تا مرحلة ششم امكان آموزش توسط قرآن وجود دارد و بعد از آن نیازمند شرایط خاص بیان شده می باشیم مولای متقیان علی (ع) تمامی مراحل ذكرشده را به صورت ذهنی انجام داده و پاسخ هر سئوال را برای یاران بازگو می نمودند. دراین دوره سعی شده تا مقدمات این علم را به طور صحیح برای علاقمندان باز گو نماییم و یاری تمامی محققان در این زمینه را به منظور دادن آگاهی كامل و درست را طلب می نمائیم از كاربردهای این علم می توان به موارد زیر اشاره نمود»:

« یافتن عناصر غالب بر طبیعت هر فرد و میزان سازگاری افراد با یكدیگر- یافتن طالع افراد- روش محاسبة ساعات سعد و نحس از روی علم نجوم- روش های دعا و شرایط استجابت آن- قدرت شفادهی اذكار الهی- خواص حروف- كشف الاسرار نامهای ائمه از طریق آیه تطهیر - تاثیر نامهای الهی و در این راستا به كمك علم نجوم، علم اعداد آریایی و اعداد نجومی، ارتعاشی، مادی و اعداد انرژی و همچنین رموز اعداد 3و7و40و غیره آموزش داده خواهد شد و با آموزش این مبحث از علم اعداد می توان با توجه به لحظه تولد هر شخص خصوصیات فرد را به طور نسبتاً كامل بدست آورد، زیرا خصوصیات هر لحظه از هستی با لحظة دیگر تفاوت داشته و تنها ماه تولد نشانگر خصوصیات و طالع فرد نبوده بلكه سال،‌ ماه،‌ روز، ساعت، دقیقه،‌ ثانیه و حتی صدم ثانیه نیز درشكل گیری طالع و خصوصیات فرد موثر بوده و پدران و مادران گرامی با فراگیری این علم تا حد زیادی قادر به تشخیص آینده و طالع فرزندان خود خواهند بود».

حساب ابجد و روش‌های مختلف محاسبه كلمات بر طبق آن.

اکنون برای پی بردن به این روش شمارش به بررسی آن می پردازیم.در این روش به هر بند واژه(حرف) الفبای تازی یک شماره دا ده می شود. تازیان برای فرا گیری الفبای در هم ریخته خود، روش از بر خوانی آن را به گونه ی زیر فرا می گیرند و ابجد، نامهای چهاربند واژه نخستین از بیست و هشت بند واژه زبان تازی می باشد. أبْجَد ، هَوَّزْ ، حُطِّی‌ ، كَلِمَن‌ ، سَعْفِصْ ، فَرِشَت‌ ، ثَخَّذْ ، ضَظِغْ:این روش ویژه بند واژه های تازی است و چهار بند واژه زبان فارسی را در بر نمی گیرد. بنا بر این واژه های فارسی که در آنها یکی از این چهار بند وا ژه(پ، چ ، ژ، گ) باشد را نمی توان با شمارش ابجد (کشف الرمز) کرد، گو اینکه بسیاری از آیت الله ها (نشانه های الله برروی زمین) می گویند که این روش را تنها در باره واژه های زبان تازی یا بگفته آنان زبان قران می توان اجرا نمود . به این روش شمارش علم( جفر) می گویند وبه چند گونه شمارش بخش می شوند. ابجد کبیر به اعداد از 1 تا 1000 گفته می شود

ا ب ج د
1 2 3 4

ه و ز
5 6 7

ح ط ی
8 9 10

ک ل م ن
20 30 40 50

س ع ف ص
60 70 80 90

ق ر ش ت
100 200 300 400

س خ ذ
800 900 1000



ابجد صغیر به طرح 9 ، 9 گفته می شود

ا ب ج د ه و ز ح ط
1 2 3 4 5 6 7 8 0

ی ک ل م ن س ع ف ص
1 2 3 4 5 6 7 8 0

ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ غ
1 2 3 4 5 6 7 8 0 1




در این روش بند واژه های( ط ،ص ،ظ) شماره ای ندارند و شماره آنان برابر (هیچ ) میباشد.برای روشن شدن ، بند واژه (ی) برابر (1) میباشد،چون (1x9) و سپس از 10 کم می شود و شماره 1 می ماند وبند واژه (ن) برابر (5) میباشد ، چون ( (5x9از 50 کم می شود و (5) می ماند .اما بند واژه های ( ط ،ص ،ظ) هر یک باید 9 برابر شوند و از (00) کم شوند که باز هم (0) می ماند.

عدد وسیط به ابجد با طرح 12 ، 12 گفته می شود

ا ب ج د ه و ز ح ط ی ک ل
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12

م ن س ع ف ص ق ر ش ت ث خ
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12


ذ ض ظ غ
1 2 3 4



در این روشها ، همزه و ا لف، هر یک را با شماره (1) برابر می دا نند؛ وبند واژه هایی که دو بار گفته (تشدید) می شود یک بار شمارش می شوند. برای نمونه ،واژه( عليّ ) را 110 بشمار می آ ورند وتشدید( ياء) را بشمار نمی آ ورند. . چون‌ ع‌ 70 و ل‌ 30 و ی‌ 10 است‌ وافزون این ها 110 می شود. وواژه( قدّوس)‌ را 170 می شمارند؛ چون‌ ق‌ 100 و د 4 و و 6 و س‌ 60 است‌ و دا ل‌ که دو بار گفته می شود اما یکبار بشمار می آید. واژه (‌ فعّال&zwnj را 181 می شمارند؛ چون‌ ف‌ 80 و ع‌ 70 و ا 1 و ل‌ 30 است‌ ، اما واژه( جلاله)‌: الله‌ را با آنكه‌ لام‌، تشديد دارد یک بند واژه‌ حساب‌ مي‌كنند و الف‌ الله‌ را بشمارمی آورند؛ بنابراين‌ الله‌ 36 مي‌شود چون‌ ا‌ 1 و ل‌ 30 و ه 5ا ست‌ و به‌ همين ‌روی ،لله‌ را با تشديد نمي‌نويسند؛اما در نوشتار ها( ل) را دو بار مي‌نويسند و الف‌ را نيزنمي‌نويسند ؛ و در نوشتارها می نویسند :الله‌در حالي‌ كه‌ بنا بر روشهای نوشتاری یاید نوشته شود الاّ ه)‌ ؛اما روش نوشتن تازی بر پایه شمارش ابجد است بنا براین( الاَ ه&zwnj را به‌ گونه‌( الله&zwnj بايد نوشته‌ و تشديد هم‌ بر روي‌ آن‌ نبايد گذارد، و بر همين‌پایه‌ چون‌ بند وا ژه دو بار گفته شده در نوشتار‌ دارای تشدیداما در نوشتن يك‌ بند واژه‌ نوشته‌ مي‌شود، ويك‌ بند وا ژه بشمار می آید‌، و بر پایه ‌ آنچه‌ گفته‌ شد الف‌( إلاّ هُ) را نيز بشمار نمی آورند، و افزو ن آنها‌ را 37 مي‌دانند؛ چون‌درنوشتار (الَه ) ‌ بدون‌ الف‌ نوشته‌ مي‌شود ؛ و الف( رحمن&zwnj را نيز بشمار نمی آورند ، وافزون آنها 298 مي‌دانندچون‌ درنوشتن رحمن‌ بدون‌ الف‌ نوشته‌ می شود.ا ما روشهای شمارش به دوگونه است حساب مُجمَل) و ( حساب‌ مُفصّل&zwnj . (مُجمَل&zwnj آنست‌ كه ‌شماره بند وا ژه های یک وا ژه را چنان‌ كه‌ نوشته‌ مي‌شود بايد بشمار آورد،برای نمونه،( قدّوس)‌ چهار بند واژه‌ دارد: ق‌ 100 و د 4 ، و و 6 ، و س‌ 60 و( فعّال)‌ چهار بند واژه‌ دارد . ف‌ 80 و ع‌ 70 و ا 1 ، و ل‌ 30 و يا( أحدُ يا صَمَد) ده‌ بند وا ژه‌ دارد: ی 10 و ا 1 و ا 1 ، و ح‌ 8 و د 4 ، ث‌ 110 ، ص‌ 90 ، و م‌ 40 ، د 4 ، بنابراين‌( قدّوس)‌ 170 و( فعّال)‌ 181 و( يا احد يا صَمَد) 169 خواهد بود .و مُفصّل‌ آنست‌ كه‌ بند واژه های هر واژه را همانگونه که گفته می شود باید شمارش کرد . بنابراين‌ هر بند واژه ای‌ چون‌ در گفتار‌ به‌ چند بند واژه صدا می دهد، بايد تمام‌ بند وا ژه ها گفته شود و به شمار آید برای نمونه ( قدّوس&zwnj چهار بند واژه‌ دارد؛( ق‌، د، و، س‌ )؛ «ق‌» اين‌ طورگفته مي‌شود قاف)‌ و در این روش باید آنرا سه‌ بند واژه به شمارآورد: ق‌ 100،ا 1‌ ،ف 80 و «د» اينگونه‌ گفته مي‌شود: دا ل‌ و بايد آنرا نيز سه‌ بند واژه‌ به‌ شمار‌ آورد: د 4 ، ل‌ 30 ، و « و» اين‌ طور تلفظ‌ مي‌شود: ( واو) وآنرا نيز بايد سه‌ بند واژه بشمار آورد ، و 6 ،ا1 و 6 ، و « س‌» اينگونه گفته ‌ مي‌شود: (سين&zwnj و بايد آنرا نيز سه‌ بند وا ژه شمارش ‌ كرد: س‌ 60 ،ی 10 ، ن‌ 50 بنابرا ين ‌واژه( قدّوس)‌ به‌(حساب‌ مُفصّل&zwnj 349 خواهد بود ؛ در حالي‌ كه‌ به‌( حساب‌ مُجمَل&zwnj 170 می شود .نمونه ديگر( يا أحدُ يا صَمَد) يكايك‌ واژه ها اینگونه گفته مي‌شود: يا الف‌ الف‌ حا دا ل‌ يا ا لف‌ صاد ميم‌ دا ل‌ . بنابرا ين‌ به‌ حساب‌ مُفصّل‌ بايد هر كي‌ از ا ين‌ حروف‌ را مُفصّلاً به‌ حساب‌ آ ورد بدين‌ ترتيب‌: ي‌ 10 ، ا1 ، ا 1 ، ل‌ 30 ، ف‌ 80 ، ل‌ 30 ف‌ 80 ح‌18 ، د 4 ل‌ 30 ي‌ 10 ا 1 ا 1 ل‌ 30 ف‌ 80 ص‌ 90 ا 1 د 4 م‌ 40 ي‌ 10 م‌ 40 د 4 ا 1 ل‌ 30 و بنا براين‌ افزون اینها (619) خواهد بود در حالي‌ كه‌ همين‌ واژه به حساب‌ مُجمَل‌ ( 169) مي‌باشد .برای نمونه در زیر برا بری چند واژه مقدس اسلامی، بویژه در نزد شیعیان را با شمارش ابجد می بینیم، و به سردرگمی مومنین با د ید ن این شماره ها پی خواهیم برد؛ و اینگونه بازی با شماره ها باز بودن دست دغل کاران را در فریب مردم ساده لوح نشان می دهند. ‌

روش شمارش ا ل م علی یا علی محمد
ابجد کبیر با حساب مُجمَل 71 110 121 92
ابجد کبیر با حساب مُفصّل 272 197 336 219
ابجد صغیر با حساب مُجمَل 8 11 13 20
ابجد صغیر با حساب مُفصّل 29 24 39 35
با عدد وسیط با حساب مُجمَل 14 26 37 4
با عدد وسیط با حساب مُفصّل 44 52 72 51

اعتقاد به تقدّس وا ژه ها و رمز و راز آنها در تاریخ اسلام، پیشینه ای دراز دارد، بگونه ای که درآغاز پیدایش اسلام بسیاری از مسلما نان ، واژه های کوتاه (حروف مقطّعه) و آیه های آغازین برخی از سوره های قرآن مانند: "الف. لام . میم ذالک الکتاب..." را رمزی میان الله و پیامبرش می دانستند که مردم عادی از درک و فهم آن ناتوان بودندباور به اصالت حروف و تقدس کلمه در سایر دین ها نیز یافت می شود. در عرفان یهود ارزش و تقدس حروف و اعداد را تا آنجا بالا می برد که (kabbala)اعتقاد به قبالا، قباله آنها را از " نصوص مقدس " به شمار می آورند. در مسیحیت نیز تقدس کلمه ، اهمیت بسیار دارد به گونه ای که در انجیل ازآن سخن به میان آمده: " در آغاز کلمه بود، و کلمه نزد خدا بود، و کلمه خدا بود " انجیل یوحنا ، باب اول، آیه 1 اینگونه باور ها به رمز و راز حروف و کلمه در سر زمینهای اسلامی سر آغازی در پیدایش گروه هایی از جمله: فرقه مغیِریّه، بیانیه ، کَسَفیه ، حروفیه و جز اینها ... و بعد ها حساب جُمَل، حروف ابجد و علم جفر ، پایه اینگونه عقاید و باور ها گردید

کارین

چهارشنبه 7/1/1387-10:57

اديسه

تعداد مباحث : 15

سلام !

یكی از تحقیقات منم در همین مورد بود ! یه قسمتی از متنش رو اینجا می نویسم تا شاید كمكی كرده باشه !

این سفره مــعــمـولاً چـندســاعــت مانــده به زمان تـــحویل ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمین چیده مى شد . همچنین میزدپان (MAYZADPAN) به منظور پخش كردن خوراكى‌ها در كنار سفره گماشته مى‌شد . این خوان نوروزى برپایه عدد مقدس هفت بنا شده بود . توران شهریارى ، سخنران جامعه زرتشتى معتقد است : « تقدس عدد هفت از آیین مهر یا میتراست و به سالهاى دور باز مى گردد . در این آیین هفت مرحله وجود داشت براى اینكه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد . پس عدد هفت از پیش از زرتشت براى انسان عزیز بوده و در آیین هاى مختلف و به نمادهاى گوناگون دیده مى شود ، مانند هفت آسمان ، هفت دریا ، هفت گیاه و... » همچنین اسناد تاریخى از برپایى سفره هفت سین به یاد هفت امشاسپندان خبر مى دهند ؛ طبق این اسناد ، هفت امشاسپندان مقدس عبارت بودند از :
اهورامزدا(به معنى سرور دانا) ، و هومن (اندیشه نیك ) ، اردیبهشت (پاكى وراستى ) ، شهریور (شهریارى آرزو شده با كشور جاودانى ) ، سپندارمزد (عشق و پارسایى ) ، خرداد (رسایى و كمال ) و امرداد (نگهبان گیاهان) .
اما در بسیارى از منابع تاریخى آمده است كه « هفت سین » نخست « هفت شین » بوده و بعدها به این نام تغییر یافته است .
شمع ، شراب ، شیرینى ، شهد (عسل) ، شمشاد، شربت و شقایق یا شاخه نبات ، اجزاى تشكیل دهنده سفره هفت شین بودند . برخى دیگر به وجود «هفت چین» در ایران پیش از اسلام اعتقاد دارند . سخنران جامعه زرتشتى در این باره مى گوید : « در زمان هخامنشیان در نوروز به روى هفت ظرف چینى غذا مى‌گذاشتند كه به آن هفت چین یا هفت چیدنى مى گفتند .
بعدها در زمان ساسانیان هفت شین رسم متداول مردم ایران شد و شمشاد در كنار بقیه شین هاى نوروزى، به نشانه سبزى و جاودانگى برسر سفره قرارگرفت . بعد از سقوط ساسانیان وقتى كه مردم ایران اسلام را پذیرفتند ، سعى كردند كه سنت‌ها و آیین‌هاى باستانى خود را هم حفظ كنند.
به همین دلیل ، چون در دین اسلام «شراب» حرام اعلام شده بود، آنها، خواهر و همزاد شراب را كه « سركه » مى شد انتخاب كردند و اینگونه شین به سین تغییر پیداكرد . »
البته در این‌باره تعابیر مختلفى وجوددارد. چنانچه در كتاب فرورى آمده است : كه در روزگار ساسانیان ، قابهاى زیباى منقوش و گرانبها از جنس كانولین ، از چین به ایران وارد مى‌شد . یكى از كالاهاى مهم بازرگانى چین و ایران همین ظرف‌هایى بود كه بعدها به نام كشورى كه از آن آمده بودند « چینى » نام گذارى شد و به گویشى دیگر به شكل سینى و به صورت معرب « سینى » در ایران رواج یافتند . به هرروى خوراكى‌هاى خاصى بر سفره هفت سین مى‌نشینند كه عبارتند از : سیب ، سركه ، سمنو ، سماق ، سیر ، سنجد و سبزى (سبزه)

به طور مقدمه باید دانست که عدد "هفت" نزد ایرانیان قدیم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه یعنی « زهره ، مشتری ، عطاد ، زحل ، مریخ ، زمین و خورشید » عدد هفت را گرامی می داشتند. نیاکان ما که زرتشتی بودند ، اعتقاد داشتند که عقل مقدس یعنی " اهورامزدا " که به او "سپند مینو" نیز می گفتند ، شش وزیر بزرگ به نام "امشاسپندان" دارد که یعنی مقدسان جاویدان و این شش امشاسپند با "سپندمینو" تشکیل (هفت سپند) می دهند.

علت این که هفت سین به راستی هفت سین است ، اشاره به هفت "امشاسپند" است و چون کلمه "سپند" با سین شروع می شده ، روی این اصل به علامت آن هفت مقدس جاودانی ، چیزهائی در نظر گرفته شده که هم با حرف سین شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند.

عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف:

-عدد هفت در قدیم :
مردم بابل عدد هفت را مقدس می شمردند ، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است ، ایام هفته هفت روز است.

-هفت از نظر مذاهب:
به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد .
عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند ، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند.

-هفت در آئین مسیح :
هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است ، در انجیل از هفت روح پلید صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتولیک ، هفت نوع شادی و هفت غسل تعمید وجود دارد.

-هفت در اسلام:
آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را دید که گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلی هفت عدد است . پیش از اسلام در بین اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است . هفت نفر قاری قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشیاء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نیز مذکور است .

-هفت در تصوف :
هفت وادی سلوک در تصوف معروف است 1) طلب ، 2)عشق ، 3)معرفت ، 4) استغنا ، 5)توحید ، 6) حیرت ، 7)فنا ، مولوی می گوید:

هفت شهر عشق را عطار گشت ......... ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

-هفت در تاریخ :
همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش ، هفت نقش ملاحظه می شود . جنگهای هفت ساله در زمان لوئی 11 واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است.

-معابد هفت طبقه:
در بابل و آشور هر معبدی هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سیمین، سفید، سیاه، ارغوانی، آبی و سبز). حصار اکباتان هفت دیوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد.

-سفره هفت سین:
در کشورهای مختلف هفت سین‌های متفاوتی پهن می‌شود، حتی در برخی از نقاط ایران و دیگر کشورها به جای هفت سین، هفت شین پهن می‌کنند، سفره هفت سینی که امروزه بیشتر مرسوم است داری هفت مورد از چیزهای مانند:
• سبزه : نماد خرمی و نو زیستی
• سرکه : نماد شادی ( میوه درخت تاک در ایران میوه شادی خوانده میشد )
• سمنو : نماد خیر و برکت
• سیب : نماد مهر و مهرورزی
• سیر : نگهبان سفره ( در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند )
• سماق: نماد مزه زندگی
• سنجد : نماد حیات و بزر حیات
• سپند : (اسفند)

در سفره مرسوم است، میوه، گل، شیرینی‌های سنتی، ماهی قرمز، سبزی خوردن، کتاب آسمانی، دیوان شاعران و آینه، قرار دهند.

خیله خوب.
حالا میخوام تاریخچه اعداد رو براتون بزارم امیدوارم خوشتون بیاد.

اول یه تاریخچه کلی از کشف اعداد و شمارش رو براتون قرار میدم بعدش میریم سراغ تک تک اعداد

تاریخچه اعداد و شمارش:











تاریخچه پیدایش عدد و شمارش



مقدمه

یکی از کهن‌ترین و در ضمن اساسی‌ترین مفهومها در ریاضیات، مفهوم عدد مثبت و درست ، یعنی مفهوم عدد طبیعی است و تا زمانی که انسان وجود دارد، از اهمیت این مفهوم چیزی کم نمی‌شود. مفهوم عدد هم ، همچون همه مفهوم‌های دیگر ریاضیات ، در جریان برخورد انسان با طبیعت و در جریان کار و فعالیت انسان برای زندگی اقوام گرفته است.
از زمانهای کهن تا سده نوزدهم میلادی ، بسیاری از نویسندگان ، اختراع عدد را به یک نابغه و فیلسوف بزرگ یا در جایی به جز قلمرو انسان نسبت می‌دادند. این جمله کرونیکر ، دانشمند بزرگ جبر مشهور است که: به جز عددهای طبیعی که ساخته ذهن بشر نیست، بقیه عددها را انسان آفریده است. برخلاف نظر کرونیکر عددهای طبیعی هم ، نتیجه‌ای از کار عملی و ذهنی انسان است.
منشا پیدایش عدد

نوشته‌های قدیمی ریاضی ، کم و بیش تا سده هیجدهم ، اختراع عدد را به عقل یک فیلسوف قدیمی یا فیثاغورس حکیم ، نابغه یونان باستان و غیره نسبت می‌دادند. از جمله ماگنیتسکی نویسنده نخستین کتابهای درسی در روسیه ، در کتاب خود به نام حساب از فیثاغورس به عنوان مخترع و پایه گذار این دانش نام می‌برد . در افسانه‌های زیبای یونانی باستان ، اختراع عدد درست به پرومته نسبت داده شده است.
مدرکهای پیدایش شمارش و عدد

به این ترتیب دانش ناچار است برای نتیجه گیری ، از مدرکهای غیر مستقیم استفاده کنند. پیش از همه باید از نژاد شناسی نام برد. زیرا با بررسی فرهنگهای ملتهایی که در دوران پیش از تاریخ به سر می‌برند، می‌توان درباره دوره‌های تکامل ملتهای دیگر هم داوری کرد. سرچشمه دیگر پژوهش ، زبان است که نه تنها وسیله بستگی انسانها به دیگر است، بلکه بازمانده‌ای از فعالیتهای معنوی قدمهای کهن هم باشد. در زبان و در ویژگیهای دستوری آن ، آگاهیهای گرانبهایی نگهداری شده است که تا اندازه‌ای ، به روش شمردن مردم آن زمان ، و این که چگونه به شمارش امروزی رسیده‌ایم، راهنمایی می‌کند.با اینهمه ، آگاهیهایی که بوسیله جهانگردان در جریان سده‌های 18و 19 جمع‌آوری شده است، اهمیت زیادی درباره تاریخ دانش دارد و زمینه اصلی کار را برای ترسیم طرح تاریخی وپیدایش مفهوم عدد درست در اختیار ما می‌گذارد. روشن شده است که بسیاری از قبیله‌ها ، می‌توانستند حساب کنند بدون این که نامهای ویژه ای برای عددها داشته باشند. بنابر آگاهیهایی که بوسیله ایاسماپار کاشف معروف قطب (1790-1855) به ما رسیده است، در آن زمان ، اسکیموها ، اگر بیش از سه فرزند داشتند، نمی‌توانستند آنها را بشمارند. با وجود این ، اگر یکی از فرزندانشان غایب بود، متوجه می‌شدند. یعنی بدون این که برای هر کدام از آنها ، نشان ویژه جداگانه‌ای داشته باشند، می‌توانستند حساب آنها را نگه دارند.در این مرحله از تکامل ، عدد به خودی خود و به عنوان یک مفهوم مستقل درک نمی‌شود، بلکه همراه با سایر ویژگیها است و به کیفیت چیزهایی مربوط می‌شود که مجموعه را تشکیل داده‌اند. طبیعی است، شمردن چیزها و مقایسه تعداد عضوهای مجموعه‌های مختلف ، کار دشواری است. آگاهیهای پراکنده‌ای که در نوشته‌های مولفان تمدنهای نخستین وجود دارد، این ادعا را ثابت می‌کند که عمل شمارش برای قومهای اولیه ، مساله بغرنجی بوده است که هر وقت به آن می‌پرداختند، برایشان بی‌اندازه خسته کننده و ملال‌آور بود.
نمونه‌های جالبی از پیدایش عدد در طول تاریخ ک.شتای نن جهانگرد و نژاد شناس ، نمونه جالبی در این باره نقل می‌کند. او حدود سالهای هشتاد سده نوزدهم ، در عمق جنگلهای آمازون ، به قبیله باکاایر برخورد که از نظر تکامل ، در سطح پایینی بودند. او بارها از بومیان خواسته بود ده دانه بشمارند. آنها به کندی ، ولی درست ، تا شش دانه را می‌شمردند ولی برای شمردن دانه‌های هفتم و هشتم با ناراحتی متوقف می‌شدند، نشاط خود را از دست می‌دادند، هاج و واج به دور و بر خود نگاه می‌کردند، از دردسری که گرفتارشان کرده بود، غرغر می‌کردند سرانجام هم یا از پاسخ طفره می‌رفتند و یا پا به فرار می‌گذاشتند.میکلوخو- ماکلای ، درباره عدد شماری بومیان گینه نو می‌نویسد: بومیان روش جالبی برای شمردن دارند. آنها انگشتان خود را یکی پس از دیگری می‌بندند و صدای معینی را تکرار می‌کنند وقتی به پنج می‌رسند، می‌گویند دست. بعد ، آغاز به بستن انگشتان دست دیگر خود می‌کنند... تا به دو دست برسند... و برای 15 یک پا و برای 20 دوپا. اگر لازم باشد باز هم بعد از آن را بشمارند، از انگشتان دست و پای دیگری استفاده می‌کنند. می‌بینیم، مهارت در شمردن مربوط به وجود نام ویژه‌ای برای عددها یا وجود نمادهایی برای رقمها نیست.شکل گرفتن عددها را باید از مرحله‌های بالای تکامل شمار دانست. مدتها پیش از آن که نامهای ویژه‌ای برای عددها پیدا شود، برای بیان تعداد چیزها، نام هایی وجود داشت. معلوم شده است نزد برخی از قبیله‌های آفریقایی ، برای هر یک از حالتهای 3 گاو ، 3 درخت ، 3 جنگ و غیره نام ویژه ای دارند. یا برخی از قبیله های غرب کانادا که نامی برای عدد 3 ندارند، برای 3 چیز از نامهای استفاده می کنند. تخه ، سه چیز ،تخانه ، سه برگ. بومیان فلوریدا برای 10 تخم مرغ می‌گویند نانگوآ و برای 10 سبد نا-بانارا. ولی بطور جداگانه برای عدد 10 (که به چیز مقید نباشد) از واژه نا استفاده نمی کنند و برای عدد 10 هیچ واژه ای ندارند.نویسنده ضد دوریگلند در این باره می گوید: مفهوم های عدد و شکل، از جایی جز جهان واقعی ، گرفته نشده است. ده انگشت که انسان شمردن، یعنی نخستین عمل حساب را روی آنها یاد گرفت، همه چیز هست جز محصولی که زاییده اندیشه خالص باشد. برای شمردن، نه تنها باید چیزهایی داشته باشیم که آن را بشماریم. بلکه باید این استعداد را هم داشته باشیم که ضمن بررسی این چیزها ، هر ویژگی دیگری جز شمار را از آن جدا کنیم و این استعداد هم در نتیجه تکامل تاریخی طولانی که متکی بر تجربه باشد بدست می‌آید
اعداد تاکسی

زماني كه رياضيدان انگليسي هاردي براي عيادت رياضيدان شهير هند رامانوجان به بيمارستان رفته بود به اين موضوع اشاره كرد كه شماره تاكسي كه به وسيله آن به بيمارستان آمده، عدد بي ربط و بي خاصيت 1729 بوده است . رامانوجان بلافاصله ضمن رد ادعاي هاردي به او يادآور شد كه اتفاقا 1729 بسيار جالب توجه است . خود ۱۷۲۹ عدد اول است. دو عدد ۱۷ و ۲۹ هر كدام عدد اول هستند. جمع چهار رقم تشكيل دهنده آن ميشود ۱۹ كه اول است. جمع دو عدد اوليه و دو عدد آخري ميشود ۸۱۱ كه باز هم عدد اول است دو عدد ابتدايي(سمت چپ) اگر جمع شوند؛عدد ۸۲۹ ميشود كه باز هم عدد اول است. دو عدد اوليه اگر از هم ديگر كسر شوند؛عدد ۶۷ ساخته ميشود كه باز هم عدد اول است. سه عدد سازنده آن عدد اول است(۱و۷و ۲). عدد اول؛عددي است كه فقط بر يك و خودش تقسيم ميشود به نحوي كه نتيجه تقسيم عددي كسري نباشد(خارج تقسيم نداشته باشد)
جمع عددي اعداد تشكيل دهنده ۱۷۲۹ يا:۱+۷+۲+۹=۱۹ است؛ عكس ۱۹ عدد ۹۱ است؛ اگر ۱۹*۹۱بشودنتيجه برابر ۱۷۲۹ ميشود. اين هم يكي ديگر از اختصاصات ۱۷۲۹ است كه در هر عددي ديده نميشود. عدد 1729 اولين عددي است كه مي توان آنرا به دو طريق به صورت حاصلجمع مكعبهاي دو عدد مثبت نوشت :
12 به توان 3 به علاوه 1 به توان 3 و 10 به توان 3 به علاوه 9 به توان 3 هردو برابر 1729مي باشند .(اولين مطلب موجود در رابطه با اين خاصيت 1729 به كارهاي بسي رياضيدان فرانسوي قرن هفدهم باز مي گردد.) حال اگر كمي مانند رياضيدانها عمل كنيد بايد به دنبال كوچكترين عددي بگرديد كه به سه طريق مختلف حاصلجمع مكعبهاي دو عدد مثبت است اين عدد87539319 مي باشد كه در سال 1957توسط ليچ كشف شد: 414 به توان 3 + 255 به توان 3 و 423 به توان 3+ 228 به توان 3 و 436 به توان 3 + 167 به توان 3 هر سه جوابشان برابر87539319 است . امروزه رياضيدانان عددي را كه به n طريق مختلف به صورت حاصلجمع مكعبهاي دو عدد مثبت باشد ،n ــامين عدد تاكسي مي نامند و آنرا با Taxicab نمايش مي دهند.جالبتر از همه اينكه ،هاردي و رايت ثابت كردند براي هر عدد طبيعي n ناكوچكتر از 1 ،n ــامين عدد تاكسي وجود دارد ! هرچند، چهارمين تا هشتمين اعداد تاكسي نيز كشف شده اند ولي تلاشها براي يافتن نهمين عدد تاكسي تاكنون نا كام مانده است . متاسفانه اطلاعات زيادي درباره اعداد تاكسي موجود نيست . در ضمن ميتوان مسئله را از راههاي ديگر نيز گسترش داد . مثلا همانگونه كه هاردي در ادامه داستان فوق از رامانو جان پرسيد و او قادر به پاسخگويي نبود ، اين پرسش را مطرح كنيد: كوچكترين عددي كه به دوطريق حاصلجمع توانهاي چهارم دو عدد مثبت مي باشد ،كدام است؟ اين عدد توسط اويلر يافت شده است :635318657 حاصلجمع توان چهارم 59 و 158 همچنين توانهاي چهارم 133 و 134 مي باشدسلام
چندي پيش يكي از دوستان (فرد ويزلي) تايپيكه اهميت عدد 12 رو باز كرد و من براي اولين بار تويه عمرم كم آوردم و نتونستم جواب افرادي كه با فرد موافق بودن و ميگفتن كه عدد 12 حتما مهمه رو بدم ولي فكر ميكنين من يعني حاج شيخ سوسك اعظم يكي از بزرگترين رئيسهاي سوسك در كل تاريخ بشر كم ميارم؟ نه به هيچ وجه. من در تحقيقات جامع خود به نتايج جاب زير دست يافتم:

هر عدد در جوامع و فرهنگنهاي مختلف معاني خاص خود را دارد بعضي از اين اعداد در گذشته و تاريخ مردم پديد آمده اند و ريشه در خرافات دارند و بعضي ديگر اعدادي هستند كه واقعا مقدسند (بهتره كه به جاي مقدس بگيم جادويي) و از هر گونه خرافات به دورند.من در زير معروفترين اعدادي را كه در جوامع مختلف (مخصوصا در بين كشورهاي اسلامي) معاني يكساني را دارند جمع آوري كرده ام:

13: عددي كه تقريبا در بين تمامي جوامع و فرهنگها معني يكساني دارد عدد 13 است كه به عنوان يك عدد نحس و شوم از آن ياد ميكنند.

--------

40: عددي مقدس و جادويي كه من ابتدا نمونه هايي كه در قرآن كريم يا احاديث ائمه ي اطهار به آنها اشاره شده را ميآورم و سپس موارد باقيمانده را ذكر ميكنم.

الف- پيامبر گرامى اسلام (ص) فرموده اند:« من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه \\ هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص ورزد خداوند چشمه‏هاى حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‏سازد».

ب- پيامبر اسلام (ص) فرموده اند:« من حفظ على امّتى اربعين حديثاً ينتفعون بها بعثه الله يوم القيامة فقيهاً عالماً\\ هر كه براى نفع امت من چهل حديث حفظ كند خداى تعالى او را روز حساب فقيهى دانشمند برانگيزد».

ج- در قرآن كريم آمده است موسی(ع) ۴۰ شب به ملاقات خداوند رفت و پيامبر اکرم (ص) در ۴۰ سالگی مبعوث شد. (همچنين اكثر پيامبران در 40 سالگي به رسالت رسيدند)

د- و همچنين براي فردي كه از دنيا ميرود 40 روز عزاداري ميكنند.

--------

7: عدد مقدس و جادويي ديگري كه بيشتر در نزد ايرانيان مقدسه ولي در كل ميتوان اون رو به عنوان عدد مقدس در اكثر جوامع شناخت.

الف- در برخي از روايات آمده است: كه هفت روز مانده به نوروز، مردم ستوني از خشت خام را در حياط خانه خود نصب مي كردند و در آن دانه هاي هفت نوع غله «اعم از گندم، جو، ارزن، لوبيا، نخود و عدس» را مي كاشتند. روز ششم در حاليكه هفت سيني حامل نقل و شيريني به دست داشتند با سرود و موسيقي به جمع آوري جوانه‏هاي غلات مي‏پرداختند.

ب- آمده است : كه انتخاب عدد هفت و استفاده از هفت سيني در سفره نوروزي نيز بدان سبب بوده است كه اين عدد را حاصل آميزش دو عدد مقدس سه و چهار مي‏پنداشتند. بدين ترتيب، از مجموع عدد سه كه نماد مرد و ميرندگي بود و عدد چهار كه نماد زن و زايندگي در طبيعت محسوب مي‏شد، عدد هفت پديد آمد كه نشانه‏اي از حيات و زندگي در دو جهان به شمار مي‏آمد.

ج- هفت شهر عشق هم كه معروفه ديگه. البته نميدونم كه اين هفت شهر كدام شهرها هستن ولي ميدونم كه اين نام به هفت شهر مقدس گفته ميشه من فقط يك بيت شعر در همين رابطه مينويسم:(فكر كنم از حافظ ولي دقيق يادم نيست.)
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوزم اندر خم يك كوچه ايم

د- اين ها هم نمونه هاي كوتاه هستند:
• هفته هفت روز است.
• آسمان هفت طبقه دارد.
• آمده كه : زمين هفت طبقه (يا هفت لايه) دارد.
• هفت خوان (كه نياز به توضيح نداره)
• هفت اورنگ(نام يك اثر ادبي)
• هفت اقليم (كه نياز به توضيح نداره ولي اگه كسي خواست توي نظرات بگه تا توضيح بدم)
• هفت سنگ (اسم يك بازي)
• هفت جان (اصطلاحي كه براي افراد جان سخت و گربه ها استفاده ميشود)
• هفت سَر (كه در افسانه هاي ايراني اژدها و يا مارهايي با هفت سر وجود دارد)
• هفت هيكل (نام يك دعا ي بزرگ)
• هفت هنر (مانند:خطاطي،نقاشي،عكاسي،تئاتر،سينما و ...)
• هفت صنعت(صنايع ادبي فارسي مانند:ايهام،سجع و ...)
• هفت پيكر (نام يك اثر ادبي)
• هفت قلم (آرايش زنانه)
• هفت كوتوله - هفت برادران - هفت بيجار هفت تير - هفت سامورائي هم نمونه هاي ديگر استفاده ي عدد مقدس 7 است!!!

-------

3 و 4 و 5 و 12 و 14 همديگر اعداد مقدس و جادويي هستند كه در آينده اي نزديك مثالهايي از آنها نيز خواهم زد شما هم اگر اطلاعاتي در اين زمينه دارين در قسمت نظرات بگين تا از آخر يك مقاله ي كامل هم براي من و هم براي شما آماده بشه!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 20:2  توسط م.ش  |